الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
129
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )
4 - پاسخ كوبنده اغانى : روزى ابراهيم بن مهدى براى مأمون حكايت كرد كه على بن ابىطالب عليه السلام را درخواب ديده است - درحالىكه از آنحضرت عليه السلام منحرف بود و با او دشمنى داشت - گويد : به او گفتم : كيستى ؟ گفت : على . با هم راه افتاديم تا اينكه به پلى رسيديم و او خواست در عبور از پل بر من پيشى گيرد ، من او را نگه داشته و گفتم : تو مردى هستى كه ادعاى اين امر ( خلافت ) مىكنى به واسطهء زنى ، حال آنكه ما به خلافت از تو سزاوارتريم . پس در مقام جواب گفتن آن فصاحت و بلاغتى كه براى او تعريف مىكنند از وى نديدم . مأمون گفت : چه پاسخ داد ؟ گفتم : فقط گفت : « سلاماً » . مأمون گفت : به خدا سوگند ! بليغترين جواب را به تو داده است . ابراهيم : چطور ؟ مأمون : به تو فهمانده كه تو مردى جاهل هستى و شايستگى جواب را ندارى كه خداى تعالى فرموده : « وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً » ؛ « 1 » « و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب كنند ، بگويند سلام » . ابراهيم شرمنده شد و گفت : اى كاش اين داستان را براى تو نمىگفتم . « 2 » 5 - گستاخى ابراهيم بن مهدى اغانى : ابراهيم بن مهدى مىگويد : على را در خواب ديدم ، به او گفتم : مردم دربارهء شما و ابوبكر و عمر زياد سخن
--> ( 1 ) - فرقان : 63 . ( 2 ) - اغانى : 9 / 60